چرا تپق می زنم؟

چرا تپق می زنم؟

چرا تپق می زنم؟ : برخی از افراد در هنگام صحبت کردن در جمع زمانی که همه ی نگاه ها و توجه ها به سمت شان است تپق می زنند ، راهکار چیست؟ ، چه کار کنیم تا تپق نزنیم؟

در ادامه با ما همراه باشید.

چرا تپق می زنم؟

ببینید این بحث اضطراب و استرس و نگرانی داشتن که حالا عناوین مختلفی دارد،

برخی می گویند اضطراب

برخی می گویند استرس

برخی می گویند ترس

و خیلی اسامی دیگر که همه این ها تعریف دارد که اضطراب چیست؟ استرس چیست؟ ترس چیست؟ همه این ها هست.

مثلا اینکه اگر شما قبل از یک اتفاقی، قبل از اینکه یک تصوری داشته باشید نگرانی نسبت به آن داشته باشید یک تعریفی دارد.

اگر شما حین آن واقعه یک نگرانی داشته باشید عنوانی دیگر دارد.

کاری نداریم اصلا نمی خواهیم وارد حیطه روانشناسی بشویم.

اما اینکه شما می بیبنید که استرس می گیرید و نگرانی دارید، اصلا کاری نداریم که اسم آن چیست، نگرانی داریم بابت اینکه در جمع صحبت می کنیم و بخاطر این نگرانی شروع می کنیم به تپق زدن و این ها.

داستان از این قرار است که:

خیلی خیلی ساده است، شما به هر دلیلی تجربه خوبی نداشته اید راجع به این موضوع، یعنی چند بار احتمالا این کار را تست کرده اید و نتیجه ای نگرفته اید چون نتیجه نگرفته اید سعی کرده اید که کمتر صحبت بکنید. چون کمتر صحبت کرده اید ضعیف تر شده اید، چون ضعیف تر شده اید نتیجه کمتری گرفته اید بنابراین کمتر صحبت کرده اید و این یک چرخه است، یعنی:

من نمی توانم!

چون نمی توانم، نمی خواهم!

چون نمی خواهم نمی توانم، نمی توانم، نمی توانم.

خب این چرخه می چرخد و روز به روز ما را ضعیف تر می کند!

راهکارش چیست؟

تنها راه آن ،این است که یک جا به این چرخه توقف بدهیم، چیکار کنیم یعنی اجبار بکنیم به خودمان که کارهایی را انجام بدهیم که خیلی برای ما متداول نیست و راحت نیست.

اگر صحبت کردن جلوی جمع برای ما سخت است، خودمان تمرین بکنیم، تمریناتی مثل تصویر سازی ذهنی، تمرینات مثل تمرین به تنهایی ،ضبط صدا، ضبط ویدیو.

مهارت یک تمرینات، حالا باید خودتان را بیندازید در دل آن ترس یعنی با وجود اینکه تپق می زنید، بروید در جلسات منتهی از جلسات کوچک و عادی شروع کنید، نه این که یک مرتبه بروید جلوی سه هزار نفر شروع کنید به سخنرانی کردن، نه منظور این نیست!

از گام های کوچک و ساده شروع کنید.

یواش یواش این عادت می شود، عادت می شود و خب خیلی اوضاع بهتر و بهتر می شود. تا می توانید تقریبا با اطمینان خاطر بدون هیچ نگرانی صحبت خودتان را انجام بدهید، پس این می شود داستان کلی که وجود دارد، یعنی اول یک مقدار مهارت را تقویت می کنیم و بعد می رویم سراغ اینکه هی خودمان را بیندازیم در دل موقعیت.

بگذارید برای شما مثال بزنم، در دوره رفع خجالت و کم رویی،کم حرفی کاری می کنیم که دوستان آخرش خجالت خودشان را کنار می گذارند، اینقدر آن ها را در موقعیت قرار می دهیم که ناچار می شوند مثلا آن نگرانی را کنار بگذارند، چون بارها در آن موقعیت قرار گرفته اند.

به عنوان مثال خب شخص خجالت می کشد که در جمع صحبت کند، حالا می آید و جلوی جمع آهنگ می خواند یعنی ما گروه موسیقی داریم و دوستان می آیند آهنگ می خوانند. خب اتفاقی که می افتد این است که شخص به طور اعجاب آوری ترس آن کم تر می شود، که آن نگرانی و استرس آن کم تر می شود.

می گوید خب من جلوی جمع انواع مسخره بازی را در آوردم، اینکه دیگر چیزی نیست. یا در دوره جامع سخنرانی همینطور باز شخص به صورت موردی صحبت می کند و هر جلسه جلوی بیست نفر صحبت میکند. بیست نفر که سخنرانی را به صورت حرفه ای یاد گرفته اند.

می گوید ببین من توانستم جلوی این بیست نفر صحبت بکنم این ها که آموزش هم ندیده اند. قطعا بهتر هستم.

پس کار ما این است خودمان را می اندازیم در موقعیت تا اوضاع بهتر شود.

یادتان باشد هیچ کسی جز خودتان نمی تواند برای شما کار بزرگی انجام بدهد. ما فقط می توانیم که یک راهنمایی کوچکی انجام بدهیم و یک مسیری را برای شما بسازیم که بتوانید خودتان را بیندازید در جریان راحت تر از حالت عادی.

محمد پیام بهرام پور نویسنده و مدرس مهارت‌های ارتباطی،‌سخنرانی و فن بیان

منبع : متن از bahrampoor.com و عکس از wired.com

اگر مطلب را پسندیدید مارا در شبکه های اجتماعی محبوب کنید



دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *