عدم علاقه به شغل

به شغلم علاقه ندارم، بهترین کار چیست

به شغلم علاقه ندارم، بهترین کار چیست : عدم علاقه به هر کاری باعث می شود از انجام آن کار لذت نبرید و ممکن است نتوانید به شکل درست کارتان را انجام دهید.

من از شغلم متنفرم. از شرکتی که در آن کار می کنم متنفرم. از رئیسم متنفرم. خیلی ها از بعضی جنبه های کارشان بدشان می آید، اما برای من دیگر آمار به زبان آوردن این جمله ها از دستم در رفته است. این اصلاً خوب نیست، برای این حرفم دلیل دارم. اول اینکه خیلی سخت است که وقتی از کارتان بدتان می آید، مجبور باشید هر روز بروید سر کار.

دوم اینکه، خیلی بد است که این واقعیت را که از کارتان متنفرید در کل اینترنت پخش کنید.

این به آن معنا نیست که باید آن را حفظ کنید. اگر از کارتان بدتان می آید و اصلاً از انجام آن لذت نمی برید، می توانید آنرا کنار بگذارید. ما بیشتر وقتمان را سر کار می گذرانیم به همین خاطر خیلی مهم است که کارمان را دوست داشته باشیم. وقتی کارمان را دوست داشته باشیم از انجام آن لذت می بریم و کار بهتری هم انجام خواهیم داد.

به شغلم علاقه ندارم، بهترین کار چیست

“من از شغلم متنفرم” را برای خودتان نگه دارید

حتی اگر از کارتان متنفر هستید، آن را برای خودتان، خانواده تان و دوستان نزدیکتان نگه دارید. لازم نیست به همه دنیا اعلام کنید چون ممکن است به گوش کسی برسد که اصلاً دوست ندارید.

فقط کارمندان نیستند که از اینترنت استفاده می کنند، کارفرماها هم آنجا هستند. و اگر بخواهید این حرف دلتان را جایی در اینترنت بگذارید مطمئن باشید که کسی آن را می خواند. مطمئناً دوست ندارید قبل از اینکه کار جدیدی پیدا کرده باشید از کار قبلیتان اخراج شوید، چون فقط از آن شکایت کرده اید. عاقلانه تر این است که با فکر و هشومندانه از آن شرکت بیرو بیایید.

تنفر از کار

به زبان آوردن جمله “من از کارم متنفرم” ممکن است برای همه ما پیش بیاید. ممکن است کارتان آن چیزی نباشد که انتظار داشتید، یا خود کارتان مشکلی نداشته باشد اما رئیستان یا همکارانتان موجب ناراحتیتان باشند.

شاید هم با برنامه کاریتان مشکل دارید یا از مشتریانتان خوشتان نمی آید. اگر به جایی رسیده اید که متوجه شده اید از کارتان متنفرید، فکر نکنید که به نقطه بدی رسیده اید. حداقل آن این است که این را می دانید و می توانید تصمیم بگیرید که چه باید بکنید.

ماندن

سریعاً استعفا ندهید. نباید با عجله تصمیم بگیرید و وقتی هنوز کار دیگری برای خودتان پیدا نکرده اید، بیکار شوید. سعی کنید اول ببینید چطور می توانید ماندنتان در آن کار را قابل تحمل تر کنید. آیا می توانید برای تغییر آن وضعیت کاری بکنید؟ آیا می توانید تقاضای انتقالی یا تغییر شیفت کاری بدهید؟ آیا کاری از دستتان برمی آید که برای راضی کردن خودتان به ماندن انجام دهید.

قبل از اینکه تصمیم به رفتن بگیرید، ببینید چه جایگزین هایی می توانید داشته باشید. پیدا کردن کار جدید همیشه ساده نیست.

برای پیدا کردن کار آماده شوید

اگر به هیچ طریق نمی توانید بمانید، اشکالی ندارد. اما باز ھم سریع از کارتان بیرون نیایید حتی اگر بی نهایت برایتان غیرقابل تحمل باشد. وقتی مشغول کار باشید، پیدا کردن کار برایتان راحت تر است. حداقل بیکار نمی مانید.
وقت بگذارید و رزومه تان را تکمیل تر کنید.

با هر کس و هر جایی که می توانید ارتباط برقرار کنید تا موقعیت های کاری جدید پیدا کنید. هرچه قبل از اینکه به طور واقعی شروع به جستجوی کار کنید، خودتان را آماده تر کنید، پیدا کردن کار برایتان راحت تر خواهد بود.

دنبال کار باشید

جستجوی کارتان را آغاز کنید، البته بی سرو صدا وبااحتیاط. به همه اعلام نکنید که دنبال کار هستید. مطمئناً دوست ندارید رئیستان یا خیلی کسان دیگر بفهمند که برنامه دارید از آن کار بیرون بیایید.
برای پیدا کردن کار می توانید از روزنامه و اینترنت کمک بگیرید.

بیرون آمدن از کار

وقتی زمان استعفا دادن می رسد، ممکن است دوست داشته باشید این را آنچنان فریاد بکشید که همه بشنوند اما باز هم نباید کسی از این واقعیت باخبر شود که شما از کارتان متنفر بوده اید. همه شرکت سوابق کاری کارمندان را چک می کنند و صد در صد درمورد کارفرماهای قبل در مصاحبه کار جدید از شما سوال می کنند. به هیچ وجه نباید کارفرمای جدیدتان باخبر شود که شما از ار قبلیتان متنفر بوده اید.

با افتخار استعفا دهید

دو هفته قبل استعفایتان را خبر دهید و تا جایی که می توانید هیچ خاطره بدی از خودتان بر جا نگذارید.
بهتر است تا می توانید روی کار جدیدتان متمرکز شوید و اینکه چطور تجربیات بهتر و لذت بخش تری در محیط کار جدیدتان کسب کنید.

منبع : سمینارما

اگر مطلب را پسندیدید مارا در شبکه های اجتماعی محبوب کنید



پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *