درونگرایی

درون گرایی و برون گرایی (بخش آخر)

درون گرایی و برون گرایی (بخش آخر) : در پست قبلی از این موضوع برایتان قرار دادیم و امروز ادامه ی بحث درون گرایی و برون گرایی را داریم.

در ادامه با ما همراه باشید و ادامه ی پست قبلی را بخوانید.

درون گرایی و برون گرایی (بخش آخر)

حالا با این توضیحات (توضیحات پست قبل) برگردیم به این سؤال دوستمان و موضوعی که مطرح کردند.

من یک درون‌گرام؛ اما راستش نمی‌دونم باید خوشحال باشم یا ناراحت.

مثلاً برای انجام پایان‌نامه می‌بینم برخی از همکلاسی‌هایم در دانشگاه باهم و در کنار هم کار می‌کنند و اساتید هم دید مثبتی دارند اما من با این‌که چند بار سعی ردم مانند آن‌ها باشم اما نتوانستم چون در کنار دیگران بی تمرکزم و اصلاً متوجه نمی‌شوم دارم چکار می‌کنم و در نهایت هم بر چسب منفی از سوی دیگران به من زده می شود و همه من را به دلیل اینکه نمی‌توانم خودم را نشان دهم سرزنش می‌کنند. میشه لطفاً مرا راهنمایی کنید؟

خب دوست عزیزم ببینید شما درون‌گرا هستید. طبق اون چیزی که خودتون گفتید و احتمالاً با توجه با به اطلاعاتی که تا اینجا دادید ممکن است یک برون‌گرایی باشید که مهارت‌های ارتباطی ندارد. اینم هم ممکن است.

لزوماً هر برون‌گرایی مهارت‌های ارتباطیش نیست؛ اما اصلاً اینجا بحث درون‌گرایی و برون‌گرایی نیست. اینجا بحث این است که شما یک سری مهارت‌هایی که طبق آن چیزی که در متن دارم می‌بینم ندارید و باید روی آن‌ها کار کنید. این‌که در جمع نمی‌توانید تمرکز کنید، نمی‌دانید دارید چکار می‌کنید.

این خیلی بد هست این را باید بررسی کنید. می‌توانید از یک دوست خوب خودتون بخواهید و بهش بگید:

ببینین من تصمیم گرفتم یک‌خرده مثبت‌تر باشم هر جا داشتم کار منفی می‌کردم یا حالت ضد حال بودم حتماً به من یادآوری کن.

نکته بعدی اینه که رفتارهای دیگران را آنالیز کنید و ببینید آن‌ها دارند چکار می‌کنند. چه اقداماتی دارند. اینکه یاد بگیریم در جمع کارمون را پرزنت کنیم و سخنرانی و صحبت کنیم. این همه دوره و کلاس این موارد وجود دارد مثل مجموعه ما و بسیار مجموعه‌های دیگر که این کلاس‌ها را برگزار می‌کنند. خب این‌ها برای چه کسانی هست؟ برای کسانی که این مهارت‌ها را در جامعه و خانواده هاشون یاد نگرفتند و می‌خواهند رشد کنند؛

بنابراین باید وقت بزارید و این مهارت‌ها را به دست آورید و تنها راهش این هست که سختی بسیار زیادی بکشیم. چون یادگرفتن یک مهارت کار ساده‌ای نیست. شما در متن تان نوشتید چند بار سعی کردم مثل اون ها باشم. شما اگر چند بار سعی کنید یک ورزش را یاد بگیرید امکان دارد یاد بگیرید؟

به‌هیچ‌عنوان. اگر چند بار سعی کنید مثلاً این چند بار را بگیریم ۱۰ بار. اگر ۱۰ بار سعی کنید یک زبان را یاد بگیرید مثلاً انگلیسی، آلمانی، فرانسوی، عربی یا هر چیز دیگر را. آیا با ۱۰ بار تلاش می‌توانید بهش برسید؟ مسلماً نه.

اگر چند بار تلاش بکنید یک رشته ورزشی یا یک ساز موسیقی یا خواسته یا هر چیزی را بخواهید کار کنید، با چند بار نمی‌شود و این نیاز به یک برنامه مثمر و مداوم دارد تا شما این مهارت‌ها را آرام آرام در خودتون تقویت و رشد دهید.

مهم‌ترین گام این هست که تا می‌توانید ارتباطاتتون را هر چند مصنوعی گسترش دهید یعنی دائماً با دیگران سعی کنید صحبت کنید در تاکسی می‌نشینید سعی کنید ارتباط بگیرید، سؤال بپرسید، نظرات را بپرسید، حرف بزنید، سر بحث را باز کنید، اگر چند نفر در حال صحبت باشید شما وارد بحث بشید؛ اما ضد حال نباشید یعنی نگید که من مخالفم. کی گفته آقا. سعی کنید همراه باشید. این بحث‌ها اصولاً مهم نیست. سعی کنید در جمع‌های خانوادگی شروع‌کننده ارتباط باشید و احتمالاً در محیط‌های صمیمی هستند خیلی راحت هستید و خب افراد درون‌گرا عموماً این‌طور هستند.

در جمع‌های جدید عموماً راحت هستند؛ بنابراین شما باید تلاش خیلی بیشتری بکنید. مهارت‌های خیلی زیادی به دست آورید و درون‌گرا بودن دلیلی بر این نمی‌شود که شما مهارت کافی برای ارتباطات را نداشته باشید.

امیدوارم که هر روز یک گام به سمت جلو حرکت کنید و بیشتر و مؤثرتر از یک نفر باشید تا دنیامون جای قشنگ‌تری برای زندگی کردن باشد.

متشکرم از توجهتون. من محمد پیام بهرام پور نویسنده و مدرس مهارت‌های ارتباطی،‌سخنرانی و فن بیان هستم از مجموعه بیشتر از یک نفر.

خدانگهدارتون.

منبع : متن از bahrampoor.com و عکس از inspireconversation.com

اگر مطلب را پسندیدید مارا در شبکه های اجتماعی محبوب کنید



پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *