آیا زبان بدن در ارتباطات تاثیر دارد؟ (قسمت اول)

آیا زبان بدن در ارتباطات تاثیر دارد؟ (قسمت اول)

آیا زبان بدن در ارتباطات تاثیر دارد؟ : تاثیرات زبان بدن در ارتباطات افراد تا چه اندازه مهم است؟

در ادامه با ما همراه باشید.

آیا زبان بدن در ارتباطات تاثیر دارد؟ (قسمت اول)

در این مقاله به اهمیت زبان بدن در ارتباطات می پردازیم.

سرمایه گذاری فعال زمانی، روی یادگیری زبان بدن چیزی نیست که قابل لمس و مشخص باشد.

شاید تا یک لحظه پیش هم مهم نبود که چنین چیزی وجود دارد، پس چرا ناگهان برامون مهم میشه؟

این یک سوال بسیار منطقی است.

منظورم این است که نه به یک دلیل که به چندین دلیل باید به آن جواب داد تا قانع کننده باشد.

اگر مطمئن نیستید که چرا و در کجا از چنین ابزاری استفاده کنید، این مطلب را بخوانید.

۱) ارتقا دادن سیستم ارتباطی تان

ما با یک سیستم منطقی و موثر برای ایجاد ارتباط و درک و شناخت همدیگر به دنیا آمده ایم.

این موضوع بسیار جالب است، بخصوص وقتی این را حساب کنید که هیچ کس چنین چیزی را به ما یاد نداده است.

اما با همه ی اینها، به نظر می رسد که برخی افراد در ایجاد ارتباط بهتر از دیگران هستند و حتما این افراد را دیدیم.

به چنین افرادی تیز و باهوش می گوییم. چون آگاهی اجتماعی خاصی دارند و طوری رفتار می کنند که انگار حواس اضافی نسبت به بقیه دارند که به آنها اجازه می دهد تا بفهمند نتیجه چه می شود و چه واکنشی خواهند دید.

یادگرفتن زبان بدن مثل ارتقا دادن سیستم ارتباطی تان هست.

ما همه یک سری رفتارهای غیرکلامی مشخصی داریم، اما اگر بخواهیم، می توانیم خودمان با کنترل دستی و مشاهده ی فعال تر آنها را بهبود ببخشیم.

اختلاف بین کسی که می داند چگونه زبان بدن را بخواند و کسی که نمی داند، بسیار زیاد است: کسی که نمی داند چگونه زبان بدن را بخواند، نمی تواند اطلاعات غیر کلامی را کسب کند.

سرنخ های غیر کلامی برای هر دوی این افراد وجود دارد، اما اولی می داند که چطور دنبالشان بگردد و به آنها اعتماد کند، چون معانیشان را بلد است.

چیزی که ما دوست داریم بینش، الهام و درک مستقیم بنامیم، ایده ای نیست که در جای دیگر پیدا نشود و ریشه اش در شبکه های غیر کلامی است.

در چیزهایی که گفته نشده اند، اما با چشم و گوش قابل دیدن هستند.

سوال این است:

رادار شما در گرفتن این علائم و درک معانیشان، چقدر خوب کار می کند؟

هدف ما این است که به شما آموزش دهیم تا به غرایزتان اعتماد کنید و این علائم را بهتر بخوانید.

شما شرلوک هولمز نیستید، اما هر چه معاشرتتان بیشتر شود، چیزهای بیشتری را در این باره خواهید آموخت.

زبان بدن در ارتباطات به ما آگاهی اجتماعی می‌دهد که یا بدستش می آورید و یا یاد می گیرید که پیشرفته اش کنید.

درباره ی سیگنال هایی که خودتان برای دیگران می فرستید، چطور؟

۲) آنقدر مصنوعی انجامش دهید تا واقعی انجام دادنش را یاد بگیرید

یاد گرفتن زبان بدن به این معنی نیست که یک مشاهده گر فعال باشید و همیشه فقط تماشا کنید!

ما نمی خواهیم جاسوس بازی کنیم و از تمام حرکات دیگران یک برداشت (که خیلی اوقات منفی است)، داشته باشیم.

می خواهیم بدانیم که زبان بدن چه کارهایی می کند و در زندگی چگونه می توانیم از آن استفاده کنیم.

این کار با آگاهی بیشتر انجام می شود، چون می خواهیم پروژه را با شناخت بدن خودمان شروع کنیم.

ممکن است متوجه برخی عادات ناسالم و تصورات بد از خویش شوید، که گاهی اوقات ناخوشایند هم می تواند باشد.

ارتباط تنگاتنگی بین نوع احساس و رفتار وجود دارد.

وقتی سعی می کنید رفتار را بطور مصنوعی انجام دهید، بدنتان هم رفتار را به صورت مصنوعی خواهد آموخت.

بنابراین اگر تصویر بدی از خودتان داشته باشید، ممکن است آن را در خارج از ذهنتان هم ظاهر کنید،

مثل یک حلقه ی بسته عادات بد (مثل عصبی بودن یا کج و کوله کردن صورت) می توانند روی ظاهر و حال و حوصله تان اثر گذاشته و شما را عصبی کنند.

پس باید سعی کنید روشی را که دیگران شما را می بینند و همچنین روش احساستان را تغییر دهید،

اولین گام، خلاص شدن از دست عادت های بد و حل کردن کشمکش های درونیتان است.

شما باید روی درونتان کار کنید.

یاد بگیرید که چیزهایی مانع خوشحالیتان می شود و نمی گذارد که توی زندگی اعتماد به نفس داشته باشید را مدیریت و برطرف کنید.

و مطمئنا این کار آسان نیست،

اما اگر گام اول را بردارید، و موانع سنگین را کنار بگذارید، دیگر سخت نیست

آنچه که با آن می توانم کمکتان کنم، در شناسایی علامت هاست، نه منابع،

علامت هایی که با بدنتان رویشان کار می کنید و از این موضوع آگاهی ندارید که می توانند شما را کند کنند و فردی با ارتباطات پایین نمایش دهند.

گفتم که احساساتتان با رفتارتان ارتباط دارد، بنابراین با برعکس کردن حلقه، می توانید روی احساساتتان تاثیر بگذارید.

هر چه بیشتر به شیوه ای که می خواهید، عمل کنید،

می توانید اثر بیشتری روی احساساتتان در آن جهت بگذارید.

مزیت دیگر این روش این است که اگر این کار را به شیوه ی درست انجام دهید، اثر توپ برفی را شروع خواهید کرد.

یک فیدبک مثبت منجر به فیدبک مثبت دیگر شده و پیش از آنکه متوجه شوید، توپ برفی بزرگ شده و به سمت جهت مورد نظر مدام قل می خورد.

دیگران متوجه تغییراتتان می شوند و متقابلا به تغییر، پاسخ می دهند.

توپ برفیتان همینطور دارد می غلتد و بزرگ می شود. و اینگونه، بی آنکه متوجه شوید، تغییر خواهید کرد.

۳) این ربطی به غیر طبیعی بودن ندارد

بیشتر افرادی که عقیده دارند یادگیری زبان بدن درباره ی مهارت ها و ترفندهاست، شنیده ایم که برای رسیدن به حرفه‌ای گری، زبان بدن نقش مهمی ایفا می کند.

می دانید که این کار، آسان نیست.

مهم نیست که چه ترفندهایی را بکار برده اید.

البته هدف من در این مقاله، این نیست.

من اینجا نیستم که سعی کنم کسانی را تغییر دهم که در مقابل شما قرار گرفته اند.

سوال این است؟!

آیا می خواهید کمی نقش بازی کنید و باعث شوید دیگران حس کنند که شخص دیگری هستید؟

آیا می خواهید خودتان باشید و یا مجهز به مهارت های اجتماعی بهتر شوید؟

اگر طبق تعریفها شخصی غیر اجتماعی هستید و می خواهید به همین شیوه ادامه دهید، به نظر من از یادگیری زبان بدن سود خواهید برد.

نمی خواهم بگویم تظاهر کنید.

می توانید خودتان باشید و سود هم ببرید.

باهوش و مسئول بودن در قبال رفتارتان اولین گام رو به جلوست.

هنوز هم می توانید شخصیت منحصر به فرد و دوست داشتنی خود را در ترکیب با دانش داشته باشید تا به ارتباطات بهتر برسید.

“نگران نباشید. فقط خودتان باشید.”

در زندگی چنین جملاتی را شاید زیاد شنیده ایم.

همه ی ما لحظاتی را بیاد داریم که از محیط اطرافمان حس خوبی نگرفته ایم.

ناگهان از بدنمان آگاه شده و نمی دانستیم که چه کار کنیم.

این را “خودت باش” نمی گویم….

در کل، مثل کسی که حملات عصبی دارد رفتار نمی کنید.

مگر نه؟ زبان های خوب بدن درباره ی ارزیابی شرایط و تنظیم احساس طبیعی و راحتی هستند.

ادامه دارد….

علی بهرام پور، نویسنده، مدرس و مربی اصول و فنون مذاکره

منبع : متن از bahrampoor.com و عکس از ted.com

اگر مطلب را پسندیدید مارا در شبکه های اجتماعی محبوب کنید



دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *